لزوم حفظ و حراست از مراتع کشور  - صفحه دوم

این مراتع طی قرون متمادی  ، از هبوط آدم تا امروز ، تحت شرایط خاص آب و هوائی به وجود آمده و با عوامل به وجود آورنده مانند آب و هوا و خاک سازش پیدا نموده و لذا باید در حفظ و حمایت آن دقّت لازم معمول گردد و چنانچه این جامعه ی زنده ی گیاهی که منافع سرشاری برای دولت و ملت دارد نابود شود و یا اختلالی حاصل نماید امکان تکوین مجدد آن بسیار مشکل بوده که فقط با شرایط خاص محیطی خود می تواند سازش پیدا نماید ، پس چه به تر و اصولی تر که از همین حالا با امکانات وسیعی که داریم ور حفظ و حراست این منابع طبیعی به کوشیم و آن ها را برای به سازی محیط زیست انسان و حیوان نگاه داریم .

متاسفانه در بسیاری از مناطق کشور دخالت ها و تخریب های شدیدی صورت می گیرد که موجب ویرانی مراتع شده و مرتع به حداقل توانائی ممکن در تولید و زاد آوری و به سازی محیط زیست رسیده است .

منابع طبیعی ضمن آن که مایملک احاد ملت بوده ، از منابع مهم بین المللی نیز می باشد چون به صورت مستقیم جهت تغذیه جمعیت روز افزون دنیا ارزش فراوانی دارد.

باتوجه به آمارهای سازمان خواربار کشاورزی جهانی هفتاد در صد جمعیت ایران که  حدوداً در 60 هزار روستا ساکن هستند از کشاورزی و دامپروری درآمد خود را کسب می نمایند که دوسوم درآمد آنها از فراورده های دامی  تشکیل می شود ، پس با توجه به استفاده ی صحیح از مراتع طبیعی کشور و با ایجاد رابطه درست و مستقیم بین  دامداران و مرتعداران می توان این درآمد را به طور چشمگیری افزایش داد و درآمد های حاصل از فروش تولیدات خالص و ناخالص دامی ( همانند پشم  ، پوست ، روده و .....) را ضمن افزایش ، ایجاد اشتغال مضاعف هم نمود .

جا دارد با توجه به افزایش سالیانه و روز افزون جمعیت توجه بیش تری به مراتع کشور نمود و احیاء مراتع قدیمی و تخریب  شده و احداث مراتع جدید را مّد نظر گرفت و چنانچه با توجه به احتیاجات روز افزون کشور به دام و فراورده های دامی و ترقی سطح زندگی و افزایش جمعیت کشور در حفظ و حراست و نگاهداری و احیاء مراتع کشور توجه خاصی مبذول نه گردد و با تخریب کنندگان منابع طبیعی شدیداً مبارزه نه شود در آینده ی بسیار نزدیکی دامپروری و دامداری ما دُچار بحران شدیدی خواهد شد ، علاوه بر آن فرسایش خاک را نیز شاهد و باعث خواهیم بود.

امید است که با حفظ و حراست از منابع طبیعی و احداث مراتع و احیاء مراتع فرسوده و ازبین رفته خسارت های ناشی از تخریب های عمدی و ناآگاهانه و خسارت های ناشی از باد و آب و سیلاب  کاهش پیدا نماید. از آن جائی که سازمان جنگل ها و مراتع عهده دار حفظ و حراست از منابع ملی است با تقویت پرسنل اداره حفاظت در استانهائی لرستان که دارای مراتع درجه یک و دو بوده و تخریب هم بسیار شدید ، قاطعانه عمل نموده و برای زمان ارزش قائل شده و به کمک متخصصین خود و ماشین آلات متناسب و با روش های صحیح کشت گیاهان علوفه ای را صورت داده که تنها راه صحیح احیاء مراتع بوده و با برنامه ریزی مناسب موقع و زمان چرا و فصل و دوام چرا و تناسب بین تعداد دام و میزان علوفه ی مرتع و برنامه ی مشترک مرتع داری و دامداری که اساس مرتع داری را تشکیل می دهد را به اجرا به گذارد .

در خزان آن صد هزاران شاخ و برگ   /  از هزیمت رفته در دریای مرگ

زاغ پوشیده سیه چون نوحه گر       /  در گلستان نوحه کرده بر خَضَر


لزوم حفظ و حراست از مراتع کشور  - صفحه نخست

این مقاله در تاریخ30 دی ماه 1377 در شماره 16425 روزنامه کیهان چاپ شده بود .

ذخائر ایران

اهمیت مراتع کشور  برای تامین مواد غذای دامها و نگاهداری خاک آن قدر مهم است که می بایست بیش از آن چه تا به حال مورد توجه بوده از آن ها مراقبت به عمل آورد و این مهم میسر نیست مگر با آگاهی و ارشاد روستائیان و دام داران و نیز مبارزه ی شدید و قاطعانه با تخریب کنندگان منابع ملّی که این ثروت ملّی و همگانی را در خطر نابودی قرار داده و می دهند .

ایران سرزمینی است به وسعت 164 میلیون هکتار که پراکندگی نسبی اراضی آن حدود :

25% بیابانی و 25% نیمه بیابانی است و از آن جائی که 20% کُل اراضی نیز شامل مراتع مخروبه و لم یزرع بوده و تنها 5% کل اراضی را مراتع خوب و متوسط تشکیل می دهد پی به اهمیت حفظ مراتع خواهیم بُرد.

اراضی لم یزرع و کویر مانند فعلی در گذشته ی نه چندان دور پوشیده از گیاهان مختلف بوده ، امّا به مرور زمان کشاورزان و دامداران با به کاربردن اصول غیر صحیح بتدریج پوشش های گیاهی را از بین برده که علاوه بر اعمال اصول بی رویّه زراعتی و اقدامات غیر اصولی ، سیل ها نیز در انهدام پوشش سبز گیاهی مؤثر بوده ، همچنین جهت تامین سوخت به وسیله ی چادر نشینان و روستائیان با استفاده از گیاهان مرتعی درختچه ای این پوشش سبز گیاهی در خطر نابودی کامل قرار گرفته .

از آن جائی که نواحی ایران دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک بوده مراتع طبیعی به خوبی می توانند در حفظ آب و خاک مفید واقع گردند که از بین بردن پوشش سبز گیاهی زمین های مراتع موجب جریان شدید آب در سطح خاک شده و میلیون ها تن خاک شسته و از بین خواهد رفت که این پدیده خسارت فراوانی را در پی داشته که در نتیجه  بهم خوردن سطح خاک را باعث می گردد ، پوشش گیاهی مراتع از جریان شدید آب جلوگیری نموده و در مقابل نفوذ آنرا زیاد می کند ، به علاوه پوشش سبز گیاهی از تبخیر آب نیز می کاهد و همین پوشش گیاهی مراتع است که خاک حاصلخیز سطح الارض را نگاهداری می نماید ، پس حفظ و حراست از مراتع یکی از اصول مهمی است که به وسیله سازما ن جنگل ها و مراتع کشور به مورد اجرا گذاشته می شود ، بنابراین با توجه به تحولات و پیش رفت های اجتماعی و اقتصادی و افزایش درآمد سرانه و رشد اجتماعی دولت نیز با نمایندگی وزارت جهاد و سازندگی ( در آن تاریخ دو وزارت خانه جداگانه بودند ) برای رفاه کلی هرچه بیش تر و تأمین مواد پروتئینی مورد نیاز و حمایت از منابع ملی اقدامات جدی تری باید اخذ نموده و حفظ و حمایت از مراتع را قاطعانه مورد نظر داشته باشد.

از حدود 100 میلیون هکتار مراتع کشور :

40 میلیون هکتار مراتع فقیر و نیمه صحرائی ،

32 میلیون هکتار مراتع مخروبه و اراضی بایر ،

8 میلیون هکتار مراتع خوب و متوسط را شامل می گردد که با توجه به اظهار نظر و تخمین کارشناسان داخلی و خارجی حدود 80% از غذای دام های کشور از مراتع طبیعی تامین می گردد ، البته این مراتع تنها منبع تولید همین مقدار 80% غذای دام های کشور نیست بل که منابع مهم تری نظیر افزایش قدرت حاصل خیزی خاک مراتع و جلوگیری از فرسایش در نتیجه حفظ گیاهان مراتع و قدرت نفوذ پذیری خاک و ذخیره بیش تر آب های زیر زمینی ( که امروزه مشخص شده در آینده با کم بود شدید آب های شیرین مواجهه خواهیم شد ) و هدر رفتن میزان آب کم تر باران و صادرات گیاهان داروئی مرتعی ( نظیر کتیرا ) و غیره می توان اشاره کرد .

مرتع زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از گیاهان علوفه ای خودرو بوده و با توجه به سابقه ی چرا عرفاً مرتع شناخته و نامیده می شود ( بند 7 ماده ی یک قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ) که با توجه به روش های مختلف اندازه گیری علوفه مراتع و تعیین ظرفیت مراتع کشور  به چهار درجه توسط کارشناسان ایران طبقه بندی شده اند .

مراتع درجه یک : که در صد پوشش گیاهی آن بین 76 تا 100 در صد است .

مراتع درجه دو : که درصد پوشش گیاهی آن بین 51 تا 75 درصد است و در این نوع مرتع به علت عدم توجه به ظرفیت چرای آن افراط در چرا انجام گرفته و آثار فرسایش کم و بیش دیده می شود .

مراتع درجه سه : که در صد پوشش گیاهی آن بین 26 تا 50 درصد بوده و از آن جائی که این نوع مرتع دارای پوشش گیاهی کم است آثار چرای مفرط در آن مشاهده می شود .

مراتع درجه چهار : که درصد پوشش گیاهی آن بین صفر تا 25% بوده و شامل مراتعی که در اطراف روستاها واقع شده می باشد و اکثراً مراتع مناطق خشک کشور محسوب می گردند.

ادامه دارد........

ادامه نوشته

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه هفتم و انتهائی - بخش دوم)

 

جمع بندی

گزارشاتی که حاکی از توسعه علاقه و توجه به ترانس ژن ها و گیاهان تراریخته و ایجاد انشعابات و گرایش هالی متفاوت در آن می باشد نشان دهنده ی این است که کشورهای در حال توسعه نسبت به خطرات محیطی و سلامتی این تکنولوژی جدید آسیب پذیر تر هستند که با انتشار گیاهان تراریخته ، کشورهای در حال توسعه   ( احتمالاً ) بسیاری از همان مشکلات و زیان های تجربه شده در طول انقلاب سبز را متحمل می شوند ، از جمله این مشکلات می توان به این موارد اشاره کرد .

مشکلات مربوط به غیر مقتضی بودن تکنولوژی  ،هزینه های بسیار بالای این تکنولوژی ، آلودگی خاک و آب ، به خطر افتادن سلامت بشر .

کشور های در حال توسعه ممکن است نا مناسب بودن استفاده از محصولات تراریخته را به صورت های دیگر ی متحمل شوند ولی چندین مشکل بالقوه اصلی با آمیزش از طریق دانه ی گرده گیاهان تراریخته به دیگر گیاهان مربوط می گردد که مشکلات آن بیش تر گریبانگیر کشورهای در حال توسعه می گردد ، زیرا کشور های صنعتی و پیش رفته به دلیل برخورداری از سیستم های نسبتاً پیش رفته ی مانیتورینگ و رد یابی و کنترل گیاهان ، بهتر قادر خواهند بود از آمیزش و انتقال گیاهان تراریخته با دیگر گیاهان جلوگیری نمایند ، به علاوه چون کشورهای در حال توسعه از مراکز تنوع زیستی جهان محسوب می شوند ( همانند ایران ) منابع ژنتیکی بیش تری دارند که با بهره گیری از روش مهندسی ژنتیک متاسفانه منابع غنی خود را از دست خواهند داد و شانس بهره برداری از گیاهانی که تاکنون کشف نه شده و نا شناخته مانده ولی می توان در آینده از آن ها به عنوان محصولات غذائی جدید استفاده نموده را از دست خواهند داد.

این مقاله هم چنین به درستی ادعاها و شعارهای دائماً تکراری را زیر سئوال می برد که تولید محصولات تراریخته را خدمتی به افزایش تولید غذا در کشورهای در حال توسعه می دانند . امّا یاد آور می شود که اغلب تحقیقات در حال انجام بر روی گیاهانی صورت می گیرد که جزو غذای مردمان کشورهای فقیر در مواد غذائی محسوب نه می شوند.

در همین زمان هم شرکت های چند ملیّتی خود را آماده می نمایند تا سود های کلان از فروش این تکنولوژی و یا ناقلین ( Victors ) بدست آورند و در آینده نیز به دلیل احتمال تبدیل به اَبرَ علف های هرز تقاضا برای فروش علف کش های قوی و اختصاصی خودشان را فراهم می آورند و ناگفته نماند ۵۷٪ از آزمایشات مزرعه ای گیاهان تراریخته برای ایجاد محصولات تراریخته مقاوم به علف کش است .

مهندسی ژنتیک گاهی موفق و گاهی ناموفق است و می توان ادعا کرد شانسی است و برخلاف دلائل گمراه کننده و اشتباهی که برای عموم مردم بیان و ارائه می شود ، هیچ چیز در این تکنیک دقیق و روشن نیست         ( Walden, R,1991) .

استفاده از مهندسی ژنتیک در کشاورزی نه تنها مانع از یافتن راه حل واقعی  برای مشکلات مربوط به امنیت غذائی برای همگان می باشد بلکه خطرات غیر قابل پیش بینی برای بشر و تنوع زیست به همراه دارد.

برخلاف آن چه که ادعا می گردد ، گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ممکن است موجب افزایش مصرف علف کش ها شوند . گیاهان تراریخته خود نیز پس از عمل برداشت به عنوان گیاهان خودرو ظاهر شده که باید با مصرف بیش تر سموم علف کش و سمپاشی های اضافی تر آن ها را کنترل نمود.

حال با قاطعیت می توان بیان کرد که در جائی که سلامت بشر و محیط زیست مورد تهدید باشد اصول و مفاهیم پیش احتیاطی تأکید می کند که عدم ارزشیابی های کامل علمی نه باید دلیلی برای به تأخیر افتادن بررسی و سنجش خطرات مربوط باشد .

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه ششم - بخش دوم)

 

د - گیاهانی که گرده افشانی آن ها توسط جانوران صورت می گیرد .

این گیاهان بیش از ۲۵٪ مواد غذائی مورد استفاده مردم دنیا را تامین می کنند ُ موجودات گرده افشان در مناطق معتدل غالباْ حشرات و عمدتاْ زنبورهای گرده افشان و زنبورهای زرد و خرمائی بالا خانواده ی  Vespoidea هستند ، این حشرات از عوامل انتشار دانه های گرده بوده و در معرض تمامی ژن های انتقال یافته که در دانه ی گرده و یا شهد بروز می کنند قرار می گیرند ( Buchmann & Nabbam 1996 )  .

زنبور های گرده افشان و زنبورهای جنس Bombus ‌ تحت تأثیر گیاهان تراریخته قرار می گیرند        (Malone et al 2001 ) ،

لذا باید ارزیابی هائی از خطرات زیست محیطی گیاهان تراریخته و مطالعات سیستماتیکی این حشرات به دقت صورت گیرد تا صدمه ای به اکوسیستم وارد نه گردد .

ر - ارگانیزم ها و تجزیه کنندگان موجود در خاک و محیط های آبی .

یکی دیگر از خطرات فوق العاده مهم گیاهان تراریخته آلوده ساختن جمعیت های میکربی موجود در خاکی است که گیاهان تراریخته در آن کشت و پرورش می شوند ، یا محیط های آبی ، که ماهی و دیگر موجودات آبزی تراریخته قبل از ورود به بازار در آن پرورش داده می شوند .

با توجه به بکارگیری ناقلین در فرآیند های کلون سازی و همچنین ویژگی های نامطاوب آن ها که سابقاً مورد بحث قرار گرفت ، این جمعیت های میکروبی منابع بزرگی برای تکثیر ناقلین محسوب می شوند که با افزایش جمعیتشان قادر به انتشار به دیگر گونه های موجود در آن محیط خاکی یا آبی می شوند . در محیط های آبی مشخص شده که در هر میلی لیتر بیش از ۱۰۸ ذره ی ویروسی وجود دارد که تمامی این ذرات قادر به انتقال ژن هستند.

بنابراین ، شرایط مناسب و فرصت کافی برای عناصر ژنتیکی بیماری زا فراهم می شود تا با دیگر ویروس ها و باکتری ها در فرآیند نو ترکیبی شرکت کرده و در نهایت عوامل بیماری زائی باکتریائی یا ویروسی جدید با قدرت بیماری زائی شدیدتر را که هم زمان به آنتی بیوتیک ها نیز مقاومند ایجاد کنند. ( Saxena et al. 2000 ) .

 گزارش شده است که میزان غلظت سم  Bt   موجود  در ترشحات ریشه ی ذرت تراریخته ای که دارای ژن تولید کننده ی سم  Bt  است برای تجزیه کنندگان موجود در خاک کشنده است .

Griffiths et al 2000  نیز تغییرات معنی داری در جمعیت پروتوزوآهای موجود در خاک لاین های سیب زمینی تراریخته را مشاهده نموده اند.

نکته ی قابل توجه دیگر این است که با مرگ گیاه و به دنبال آن تجزیه و پوسیده شدن مواد گیاهی در خاک  DNA سلول گیاه تراریخته به درون خاک رها می گردد ، پایداری این DNA در خاک متأثر از عوامل زنده و غیر زنده خاک است . به دلیل وجود دیواره ی سلولی ، DNA گیاهی بعد از مرگ سلول برای مدت زمان محدودی از تجزیه شدن توسط نوکلتازها محافظت می شود . بعد از این ، باکتری های کلونیزه کننده ی خاک از جمله باکتری های هم زیست یا بیماری زا  DNA گیاهی را جذب کرده و در نتیجه ی نو ترکیبی ، باکتری های جدید و در بسیاری موارد از نوع بیماری زا  را به وجود می آورند که ریشه کنی و یا کنترل آن ها با روش های موجود امکان پذیر نه می باشد .

از آن جائی که حفظ حاصل خیزی خاک فرآیندی زیستی است انجام آزمایشات و تحقیقات کامل و جامع در مورد اثرات گیاهان تراریخته و فرآیندهای خاک بسیار حائز اهمیت است .

ادامه دارد.......

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه پنجم - بخش دوم)

ب - جانوران گیاه خوار غیر هدف که از گیاهان موجود در سطح زمین یا زیر خاک تغذیه می نمایند .

حشرات گیاه خواری که مورد هدف در روش های مهندسی ژنتیک نیستند ممکن است تحت تأثیر اثرات گیاهان تراریخته مقاوم به آفات قرار گیرند ، به عنوان مثال  دانه های گرده ذرت تراریخته که بر روی گیاه استبرق  Asclepias انباشته شده اند موجب نابودی لاروهای پروانه ی مونارک Danaus plexippus می گردد .       ( Losey et al 1999)  که این پروانه گونه ای مهم در حفاظت از محیط زیست است .

در این بررسی تعدادی از حشرات دیگر نیز مورد مطالعه قرار گرفتند و مشخص گردید که این دانه های گرده می توانند موجب مرگ و میر معنی دار  در آن ها شود ( Hansen jesse & Obrycki , 2000 ) .

ج - دشمنان طبیعی آفات

گیاهان تراریخته مقاوم به آفات با هدف کاهش تراکم جمعیت حشرات گیاه خوار خاصی ایجاد می شوند ، این حشرات  گیاه خوار خود به عنوان طعمه برای گروهی از دشمنان طبیعی به کار گرفته می شوند.

یکی از اثرات مهم گیاهان تراریخته ، پیامد های ناشی از تغییر در ظهور و تراکم جمعیت طعمه برای دشمنان طبیعی آن ها است ، اگر تراکم جمعیت طعمه کاهش یابد متقابلاً بر تراکم جمعیت دشمنان طبیعی آن ها نیز اثر مستقیم خواهد داشت و جمعیت آن ها نیز کاهش مییابد ، به عنوان مثال : سیب زمینی تراریخته ای که قادر به کنترل سوسک کلرادوی سیب زمینی است موجب کاهش جمعیت شکارچی خاص خودش یعنی سوسک های خانواده Carabidae  می گردد  ( Riddick et al 1998 ) .

هم چنین حشرات شکارچی و حشرات پارازیتوئید ( انگل موقت ) به کیفیت طعمه خود حساس هستند و کیفیت طعمه تحت تأثیر نوع گیاه میزبان قرار دارد و لذا موجب واکنش های متقابل سه جانبه بین گیاه و شکارچی و طعمه در عمل تغذیه این سه موجود می گردد (Prce et al 1980 ) .

حشره پارازیتوئید زنبور خرمائی  ( Eulophus pennicornice ) پارازیته شدن بر روی میزبان های کرم گوجه فرنگی   ( Lacanobia ) را در گیاهانی که دارای ژن باز دارندهگی آنزیم تریپسین لوبیا چشم بلبلی بوده کاهش داده است  (Bell et al 2001 ) .

پارازیتوئید ها می توانند به منشاء و خاستگاه گیاه میزبان تراریخته نیز واکنش رفتاری داشته باشند  ( Schuler et al 1999 ) .

تأثیر منفی حشره ی بالغ کفشدوزک دو نقطه ای با تغذیه از شته های سیب زمینی تراریخته گزارش شده ، در جنس ماده این حشره ، طول عمر و توان تخم گذاری و حتی قدرت تفریخ تخم ها کاهش یافته (Brich et al 1999).

لاروهای حشرات کفشدوزک خانواده ی  Coccinellidaeنیز عواقب مذکور را تحمل نه می کنند         ( Down et al 2000) .

 آزمایشات انجام گرفته در نیوزیلند توسط Jorgensen & Lovei 1999  ثابت نموده که سوسک های بالغ خانواده  زمانی که پرورش آن ها تحت رژیم حاوی ماده بازدارنده آنزیم پروتئیناز صورت می گیرد طعمه شان لاروهای برگ خوار بال پولک داران است در حالی که با رژیم طبیعی کمتر از این طعمه استفاده می نمایند .

لذا به نظر می رسد که باز دارنده های آنزیم پروتئیناز بر مناسب بودن حشره گیاه خوار به عنوان طعمه برای این شکارچیان مؤثر می باشد.

ادامه دارد .......

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه چهارم ، قسمت دوم)

بخش دوم مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟ ! تحت عنوان  " تخریب محیط زیست با مهندسی ژنتیک " در صفحه ی ۷ روزنامه ی کیهان شماره ۱۷۹۲۹ مورخه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۳ چاپ شده .

..............................................

مهندسی ژنتیک تأثیراتی بر محیط زیست و گونه های گیاهی دارد که می تواند موجب آسیب به فرآیند زیستی بشر شود.

چگونگی تأثیر گذاری مهندسی ژنتیک بر محیط زیست و ایجاد تغییر در گونه های گیاهی و شرایط زیستی گیاهان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که در این مقاله به طور مبسوط به این اثرات اشاره شده است .

خطرات زیست محیطی محصولات تراریخته

مزارع کشاورزی در حقیقت جزئی از تئاتر اکولوژیکی است که دائماً در حال تکامل و تحول هستند . با کاشت گیاه تراریخته در مزرعه موجبات تماس دیگر گونه ها را با این گیاهان فراهم و برقرار می کنیم . در این صورت فرآیند های اکولوژیکی جدیدی پدید می آید ، در اینجا به تعدادی از بازیگران این تئاتر اکولوژیکی و نقش آن ها اشاره می نمایم :

الف : گیاهان همگونه (conspecific)  و گیاهانی از گونه های متفاوت .

یکی از نگرانی های زیست محیطی که در کورد این بازیگران مطرح می شود پدیده ی فرار ژن است که به عنوان خطری بسیار مهم در محصولات تراریخته تشخیص داده شده است (Wolfenbarger & Phife 2000) .

در بسیاری از گیاهان آمیزش بین دو جنس مختلف و جدید و دورگ گیری با خویشاوندان وحشی برای ایجاد دورگه ی جدید امکان پذیر است (Elstrand et al.1999 ).

در صورتی که در این روش ویژگی جدید ، پارامترهای مناسب و سازگار گیاه را تغییر دهد یا گیاهان دستکاری شده را مورد حمله قرار دهد پیامد های اکولوژیکی بسیار مهمی را به دنبال خواهد داشت .

Stewart و همکاران در سال ۱۹۹۷ میلادی دریافتند که گیاه شلغم وحشی که دارای ژن تولید سم ‌ Bt می باشد یک برتری سازگاری در برابر حشرات گیاه خوار کسب می نماید.

در یک بررسی و تحقیق کامل طولانی مدت در مورد بقا و ماندگاری گیاهان وحشی و تهاجمی مقاوم به علف کش در مناطق مختلف انگلستان ، مشخص گردید : هیچ یک از لاین های دستکاری شده ژنتیکی وقتی که در رویشگاه های اصلی و طبیعی خود کاشته شدند بیش از چهار سال دوام نیاوردند (Crawley et al 2001 ) .

یکی دیگر از وحشتناک ترین موضوع ها که کمتر مورد توجه قرار گرفته احتمال ایجاد اَبَر علف های هرز ناشی از گرده افشانی متقاطع مابین گیاه تراریخته و گیاه غیر تراریخته است که چناین مجله ی علمی بین المللی همانند New Scientist نیز به این موضوع اشاره داشته اند .

در کانادا شلغم های وحشی که مقاوم به سه یا تعداد بیش تری علف کش شده بودند یافت شده که این اَبَر علف های هرز نتیجه تلاقی تصادفی مابین محصولات زراعی که در نزدیکی یک دیگر قرار داشته اند بوده که از طریق مهندسی ژنتیک به علف کش های مختلف مقاوم شده اند .

بر خلاف فواید و مزایایی که برای تولید محصولات تراریخته بیان می شود ، برای از بین این اَبَر علف های هرز به علف کش های بسیار قوی تری نیاز می باشد و آن چه که هُشدار دهنده می باشد سرعت این پدیده و فرآیند است که تنها در مدت ۳ تا ۴ سال اتفاق میافتد ، شلغم وحشی که به چندین علف کش مقاوم است در کشت های سال بعد به عنوان علف هرز به ویژه در حواشی مزرعه ظاهر می شود ، جائی که بذرها به طور اتفاقی بعد از عمل برداشت می ریزند .

آزمایشات مکرر نشان داده است که داه ی گرده ی شلغم وحشی تراریخته می تواند حداقل تا ۸۰۰ متر دورتر منتقل گردد یعنی بیش از مقداری که پیش بینی شده بود . در کانادا آلودگی اَبرَ علف های هرز چه از طریق دانه گرده و چه از طریق بذر به درجات متفاوتی در مناطق مختلف رسیده که در حال حاضر اگر به خواهند نژادهای رایج و یا نژادهای اصیل و بدون آلودگی را تولید کنند بسیار مشکل خواهد بود و شاید امکان ناپذیر.

موضوع دیگر در این ارتباط ، وجود گیاهان تراریخته است که از سالی به سال دیگر در مزرعه باقی میمانند و در نتیجه تلاقی با دیگر نژادهای تراریخته به چندین گونه از علف های هرز مقاوم می شوند ، نهایتاً برای کنترل آن ها نیاز به استفاده از علف کش های بسیار قوی تر و جدیدتری هست که در اختیار کارتل ها خواهد بود .

ادامه دارد........

 

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه سوم )

این بررسی تأئیدی بر این ادعاست که جمعیت های میکربی قادر خواهند بود به عنوان ذخایر ثابت و پایدار در نو ترکیبی و انتقال افقی ژن ها انجام وظیفه نمایند .

مدّت های مدیدی پنداشته می شد که دستگاه گوارش ما آکنده از آنزیم هائی است که می توانند DNA  را هضم نمایند ، با این حال ژن هائی که در ناقلین جهت انتقال به گیاه هدف کلون می شدند به طور ویژه ای در مقابل فعالیت آنزیمی مقاوم هستند و در نتیجه آلودگی بیش تری را در مقایسه با قطعات متداول  DNA موجب می شوند . در بر رسی انجام شده برای تعیین مدّت زمان بقای  DNA  ویروسی در دستگاه گوارش قطعه ای از  DNA یک ویروس باکتریائی به موش خورانده شد و مشاهده گردید که قطعات بزرگی از  DNA  جهت بقا با گذر از دستگاه گوارش وارد خون می شوند.

ناقلینی که حامل ژن مقاوم به آنتی بیوتیک هستند توسط باکتری های دستگاه گوارش جذب خواهند شد که بعد ها به عنوان منبع و ذخیره مقاومت به آنتی بیوتیک جهت حمله به باکتری های بیماری زا باقی میمانند . باید توجه داشت که همان طوری که عوامل بیماری زا به آنتی بیوتیک ها مقاوم می شوند  همانطور هم به واسطه ی انتقال افقی ، ژن ها تغییر یافته و به عوامل بیماری زا با ژن های نو ترکیب تبدیل می شوند که  بدین طریق نژادهائی از باکتری ها و میکوپلاسماهائی با قدرت بیماری زائی جدید ایجاد می نمایند که موارد دیده شده به شرح زیر است :

Vibbrio cholerae  با شیوع پاندمیک بیماری وبای جدید همراه بود - استرپتوکوکوس که با افزایش وسیع جهانی و آلودگی های عفونی شدید و مکرر همراه بود و از جمله حالت اپیدمیک آن در سال ۱۹۹۳ میلادی در  Tayside اسکاتلند روی داده و گسترش میکو پلاسمای اعضاء داخلی تناسلی - مشکلات موجود در مجرای مثانه - ذات الریه - ورم مفاصل و گسترش ایدز  را باعث شده .

بنا بر این کارشناسان خبره باید به سئوالات زیر در مورد ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک پاسخ دهند :

۱ - موارد استفاده درمانی از آنتی بیوتیک هائی که در ژن های نشانگر وجود دارند چیست و تا چه اندازه مورد استفاده قرار می گیرند ؟

۲ - چقدر احتمال دارد که درمان های بالینی با آنتی بیوتیک ها بتوانند با مصرف محصولات غذائی تراریخته که حاوی ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک بوده سازگاری داشته باشند ؟ ( ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک موجب غیرفعال شدن میزان خوراکی آنتی بیوتیک می شوند )

۳ - میزان شیوع مقاومت به این آنتی بیوتیک ها در بین باکتری های موجود در دستگاه گوارش و باکتری های موجود در محیط در حالت طبیعی چه میزانی است ؟

۴ - چقدر احتمال دارد که استفاده ی درمانی آنتی بیوتیک بتواند با انتقال ژن مقاوم به آنتی بیوتیک از طریق غذا به دیواره ی اپی تلیوم دستگاه گوارش و تظاهر آن ژن سازگار باشد ؟

۵ - چقدر احتمال دارد که ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک بتوانند از گیاهان تراریخته به میکرو ارگانیسم های خاک منتقل شده و سپس تظاهر نمایند ؟

۶ - نرخ بالقوه انتقال انتقال یک ژن مقاوم به آنتی بیوتیک به میکرو ارگانیسم های بیماری زا به چه میزان معنی دار است ؟

با وجود مستندات ارائه شده  در ارتباط با خطرات روش های مهندسی ژنتیک بر سلامت انسان و گیاهان و جانوران ، آیا گیاهان تراریخته و یا محصولات تولیدی از طریق مهندسی ژنتیک همچنان از نظر خوراکی سالم محسوب می شوند ؟ !!!

 ادامه دارد ......

 

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟! ( صفحه دوم )

در یک بررسی و آزمایش مشخص شده که : پلاسمید های باکتری E.coli  که حامل ویروس فلج اطفال 

 Poliovirus  می باشند می توانند به سلول های پستانداران منتقل شده و مجدداْ از سلول های مذکور استخراج شوند که نشان دهنده ی انتقال آن ها به درون سلول است حتی اگر پلاسمید هیچ پپتید راهنمای یوکاریوتی برای بیان ژن ها نه داشته باشد.

همین پژوهشگران با بررسی مجدد آزمایشات و مشاهدات تجربی سال ۱۹۷۰ میلادی مشخص نمودند که فاژ Lambda  ، باکتریها ، ویروس Baculovirus که ظاهراً در مورد سلول حشرات اختصاصی عمل می کند به طور قابل ملاحظه ای از طریق سلول پستانداران جذب شده و فعالیت خود را از سر گرفته و به هسته سلولی آن ها نیز انتقال داده می شوند ، همچنین زمانی که سوسپانسیون باکتری E.coli را که پلاسمید آن دارای ژنوم کامل ویروس  SV40 می باشد را در معرض کشت سلولی قرار دهیم پلاسمید به راحتی جذب آن ها می شوند . سلول های پستانداران ، چنین  DNA های خارجی انگلی را بسیار خوب پذیرا هستند زیرا آن ها باکتری ها و ذرات ویروسی را مستقیماً فاگوسیتوز می نمایند.

متخصصین نگرانی های زیادی (در مورد محصولات زراعی تراریخته ای که مقاوم به بیماری های ویروسی شده اند ) ابراز نموده : که چنین محصولاتی ممکن است از طریق ایجاد نوترکیبی بیماری های جدید و نوظهوری ایجاد نمایند ، برای اثبات این دلیل و نگرانی گیاه  Nicotiana benthamiana که قطه ای از ژن ویروس (CCMV(Cowpea Chlorotic Mottle Virus  در آن تظاهر می یابد را با ویروس جهش یافته ی آن که فاقد این قطعه از آن می باشد تلقیح نمودند که نتیجه ی آن ظهور مجدد ویروس بیماری زا از طریق نو ترکیبی بود .

زمانی که سلول های گیاهی به طور مکرر به چندین ویروس آلوده می شوند رویدادهای نو ترکیبی رُخ خواهند داد و در نتیجه نژادهای جدید با قدرت بیماری زائی بیش تر می توانند ایجاد شوند.

ج - این ناقلین ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک را با خود دارند ، این به مفهوم سرعت بخشیدن به بازگشت مقاومت به آنتی بیوتیک هائی است که در گذشته نیز یکی از مشکلات سلامت عمومی موجودات بوده است .

گسترش سریع نشانگرهای مقاوم به آنتی بیوتیک در یک بررسی طولانی مدت که در آلمان شرقی انجام شده بود به اثبات رسیده که : در سال ۱۹۸۲ میلادی آنتی بیوتیک  Streptothricin در خوک ها مورد استفاده قرار گرفت که تا سال ۱۹۸۳ هنوز پلاسمید های کد کننده مقاوم به این آنتی بیوتیک در باکتری های دستگاه گوارش خوک ها دیده می شد ، و تا سال ۱۹۸۴ این پلاسمید ها به باکتری های موجود در دستگاه گوارش کشاورزان و خوکبانان و اعضای خانواده ی آنان انتشار داشت و حتی در سال های بعد در تمامی  افراد آن منطقه پراگنش  داشت ، با وجود آن که در سال ۱۹۹۰ میلادی استفاده از این آنتی بیوتیک ممنوع گردید امّا این پلاسمیدها در بر رسی های سال ۱۹۹۳ میلادی همجنان باقی مانده بود .

مهندسی ژنتیک تا کجا ضامن سلامتی بشر است ؟!

این مقاله در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۲ در صفحه ی دانش و پژوهش روزنامه ی کیهان شماره ۱۷۹۰۵ چاپ شده بود.

( با وجود آنکه فشار فوق العاده ای از سوی آقای دکتر ق.. بر تمام نشریات اعمال شده بود تا مقاله ای بر علیه مهندسی ژنتیک چاپ ننمایند ، که در آن زمان سردبیر های صفحات دانش همشهری ، ایران ، اطلاعات و جام جم حضوراً به بنده دلیل عدم چاپ مقالات ردّ مهندسی ژنتیک را بیان نموده بودند و تنها سردبیر روز نامه ی کیهان موافقت با چاپ  نمود تا حقیقت مهندسی ژنتیک به اطلاع عموم به رسد)

امروزه دیگر مهندسی ژنتیک یک فرآیند و تکنیک نا شناخته نیست و معایب و خطرات بالقوه آن که سلامت بشر را کاملاً به خطر خواهد انداخت بر محققین آگاه و مطلع ( و سلیم النفس ) روشن است ، از این رو با اشراف کامل ادعا می نمائیم :

بر خلاف نظرات و دلائل اشتباه و گمراه کننده که برای عموم بیان و ارائه شده و می شود ، این روش ضمن آن که دقیق و صریح نه بوده ، سلامت بشر و محیط زیست را مخاطره آمیز می نماید.

حال برای اثبات این نکته ، تحقیقات صورت گرفته و نتایج اعلان شده را در دوبخش ( ۲۴ اسفند و ۹ اردی بهشت ) بازگو نموده و اگر چه از دیدگاه عقیدتی نیز روشی مردود است و جای تأمل دارد.

برای چندین قرن ، گیاهان و جانوران توسط روش های انتخاب و اصلاح مورد بررسی قرار می گرفته تا نژادهای جدید و مفید برای ما انسان ها تولید نمایند ، ولی روش های مهندسی ژنتیک که تحت عنوان تکنولوژی DNA یا rDNA شناخته می شوند راهی میان بُر برای اصلاح و تولید این موجودات است و تفاوت های اساسی با روش اصلاحی سنتی دارند :

۱ - در روش rDNA بر خلاف روش های رایج دورگ گیری ( hybridization) ماده ژنتیکی بین گونه هائی که احتمال خیلی ضعیفی برای  تبادل ژنی دارند می توانند در آزمایشگاه با یک دیگر ترکیب شده و یک نو ترکیب ژنتیکی ایجاد نمایند.

۲ - در روش های رایج دورگ گیری آلل های مختلف همان ژن ها با یک دیگر ترکیب می شوند ، در صورتی که تکنولوژی rDNA پژوهشگر را قادر می نماید تا به طور کامل یک یا چند ژن خارجی را به درون ژنوم یک موجود وارد و ترکیب نماید . اگر چه اثرات فیزیولوژیکی و بیو شیمیائی این ژن های خارجی وارد شده به سلول میزبان بر ارگانیزم های تراریخته غیر قابل پیش بینی است ولی دقیقاً مشخص شده که اثرات بسیار مخرّب زیادی از جمله سرطان را به دنبال دارند.

۳ - در این روش انتقالات ژنی از طریق ناقلین (victors) صورت می گبرد که به دلیل دارا بودن چندین ویژگی نامطلوب ، بسیاری از نگرانی های مربوط به استفاده از گیاهان تراریخته و رهاسازی GMO در محیط را موجب شده اند که در جای خود مورد بحث قرار می گیرد .

۱ . خطرات روش های مهندسی ژنتیک بر سلامت انسان ها ، گیاهان و جانوران .

همان طوری که بیان شد بسیاری از نگرانی های مربوط به گیاهان تراریخته به دلیل استفاده از ناقلین در مراحل تولید این گونه گیاهان می باشد . این ناقلین دارای سه ویژگی نامطلوب هستند :

الف - این ناقلین انواعی از عناصر ژنتیکی انگلی همچون ویروس ها ، پلاسمیدها و عناصر ژنتیکی سیّار بیماری زا هستند که به دلیل دارا بودن DNA بیماری زا قادر بوده به سلول های میزبان خود حمله نموده و خود را به درون ژنوم آن ها وارد نمایند .

در مهندسی ژنتیک گیاهان ، بیش ترین ناقلی که به طور وسیع مورد استفاده قرار می گیرد از پلاسمید القاء کننده ی تومور ( Ti ) که در باکتری Agrobacterium tumefaciens  وجود دارد مشتق می شود ، در حالی که در مهندسی ژنتیک جانوران ، متداول ترین ناقلین ، ویروس های خانواده رترو ویروس (Retroviruses ) هستند که از عوامل سرطان زا و دیگر بیماری های نا شناخته می باشند.

ب - این ناقلین به گونه ای طراحی می شوند تا با فراهم آوردن امکان تبادل ژنی در بین طیف وسیعی از گونه های مختلف به توانند بر مرزها و موانع بین گونه ای غلبه نمایند . طیف وسیع میزبانی ناقلین بدین مفهوم است که آن ها قادر هستند بسیاری از موجودات زنده را آلوده کنند و در طول این فرآیند یعنی انتقال ژن جدید به این گونه ها ، ژن هائی را از ویروس های بیماری زای موجود در تمامی این گونه ها را با خود برداشته و در نهایت عوامل بیماری زای جدیدی را ایجاد نمایند ، آنچه این ویژگی نامطلوب را در ناقلین موجب شده است روش های تکثیر آن ها است . همان طور که می دانیم میکرب ها معمولاً از روش همیوغی (conjugation)  در تکثیر استفاده می کنند که در این روش یک پلاسمید باکتریائی از سلولی به سلول دیگر منتقل می گردد و هیچ قاعده و یا محدودیتی در جفت گیری آن ها نه بوده و تبادل مواد ژنتیکی می تواند بین دو سلول که هیچ گونه نسبتی با یک دیگر نه دارند صورت می گیرد ، که این امر موجب افزایش احتمالی طیف میزبانی آن ها خواهد شد . همچنین میکرب ها می توانند با استفاده از روش های انتقال مواد ژنتیکی بین باکتری ها از طریق فاژ ( transduction ) ویا برداشت مستقیم ماده ژنتیکی بیگانه از محیط و وارد کردن آن به درون سلول گیرنده تکثیر یابند که این خود موجب گسترش آلودگی در میزبان ها می شود .

این عناصر ژنتیکی می توانند بین سلول ها پرش نمایند ، در درون ژنوم میزبان خود را کلون نموده و تکثیر شوند که به نوبه ی خود موجب اختلال در عمل ژن ها شده و گاهی ژن های سلول را با خود برداشته و برده و یا ژن های خارجی را که قبلاً برداشته اند در سلول باقی به گذارند.

پلاسمیدها و عناصر ژنتیکی سیار معمولاً از طریق تماس سلول به سلول در حین عمل همیوغی یا بلعیده شدن توسط سلول دیگر ( phagocytose ) مبادله می شوند ، در حالی که ویروس ها نیاز به تماس سلول به سلول جهت ایجاد آلودگی نه داشته و می توانند برای مدت زمان نامحدود به صورت یک بیو فیلم در حالت غیر فعال در بدن موجود زنده و محیط باقی بمانند تا زمانی که جهش های جدید روی هم انباشته شده که آلودگی شدیدتر و پراگنش بیش تری را به دنبال خواهند داشت .

در حال حاضر ، گروهی از گیاهان تراریخته از طریق وارد کردن ژن ( های ) مورد نظر در درون پوشش پروتئینی ویروس ها به بیماری های ویروسی  مقاوم می شوند ، از آن جائی که ویروس ها سرعت بسیار وحشتناکی در جهش (mutation ) دارند نقش زیادی در انتقال افقی ژن ها در بین خودشان و باکتری ها بازی می کنند که این امر موجب افزایش طیف میزبان هایشان می گردد که به همین دلیل ویروس ها را آلوده کننده ترین ناقلین می دانند.

تا مدت های طولانی متخصصین ژنتیک می پنداشتند که انتقال افقی ژن ها ، موجودات عالی و یقیناً انسان را شامل نه می گردد زیرا بین گونه ها و ویروس ها موانع ژنتیکی وجود دارد و از طرفی عوامل انگلی با دارا بودن ژن بیماری زائی ، خاص گونه ها هستند ، امّا علی رغم این پندارها ، مهندسی ژنتیک با تشکیل و ایجاد وکتورهای ترکیبی سروکار دارد و قادر به فائق آمدن و غلبه بر این موانع بوده و لذا ژن ها می توانند حتی مابین سلسله ها   (kingdom) نیز مبادله شوند.

در فاصله ی سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ میلادی بیش از ۷۰ مقاله منتشر شده در مجلات علمی معتبر دنیا به طور مستقیم یا غیر مستقیم شواهدی دال بر انتقال افقی ژن ها بین باکتری های بسیار متفاوت ، بین قارچ ها ، بین باکتری ها با پُروتوزوآها ، بین باکتری ها با گیاهان و جانوران عالی ، بین قارچ ها با گیاهان ، بین حشرات و ....... را گزارش نموده اند. به عنوان مثال ساختار اصلی ناقلی که معمولاً در مراحل کلون سازی ماهی مورد استفاده قرار می گیرد از ویروس  Moloney Murine Leukemic  مشتق شده که موجب بیماری لوسمی در موش می گردد ولی می تواند سلول های تمامی پستانداران را نیز آلوده کند و همچنین این ناقل دارای قطعاتی از ویروس Rous Sarcoma Virus  است که موجب بیماری Sarcoma  ( تومور بدخیم بافت پیوندی ماهیچه ) در مرغ می شود ، و نیز دارای قطعاتی از ویروس  Vesiscular Stomatitis Virus بوده که موجب زخم های دهانی در گوساله ، اسب ، خوک و انسان می شود .

ادامه دارد........